ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )

833

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )

5 - مصيبت حيوانات سوارى نزد ما شادى ملاقاتست مصيبتهاى گروهى نزد گروهى فائده‌هاست 6 - شتران راهى ديارى هستند كه رشك مىبرد مشك بر خاك آنها و غبطه مىبرد گردن بندها بسنگ‌ريزه‌هاى آنها 7 - قصد مىكنيم خانه بلندمرتبه‌ئى را كه شهر سرمن‌رأى است ديارى كه آل اللّه را در آن مرقدهاست 8 - ديارى كه در آنست هادى به راه راست و پسرش و فرزند پسرش « 1 » و همه در فضيلت يكسانند 9 - به پا داشتند ستونهاى دين را كه دين محمد ( ص ) است و محكم شد به ايشان آثار آن دين و پايه‌هايش 10 - اگر نبودند ايشان نبود براى خدا ركوع‌كننده‌ئى و اگر نبودند ايشان نبود براى خدا سجده‌كننده‌ئى 11 - و چه بسا گمراهى كه انكار مىكند روشنائى آفتاب را كه تو گمان مىكنى او را در بيدارى در صورتى كه خوابست 12 - پيدا مىشود براى او از ايشان دليل‌ها و آشكار مىشود برايش از ايشان بر آنها گواهيهائى 13 - انكار كرد از گمراهى خودش فضيلتى از آنان را ولى سود ندارد انكار در حالى كه خدا گواهست 14 - من قصد كردم بلندمرتبگى ايشان را ، و مرا در مدح آنان قصيده‌هاست كه نوميد نشد ايشان را مقصدهائى 15 - آرزومندم براى دودنيا مساعدت ايشان را و گمان من ( درين خصوص ) همه برايم دست و بازوست 16 - اى فرزندان صاحب وحى ! نه چنينست كه نوميد شود اميدوار بشما و اينكه به پيچد در نااميدى قصد قصدكننده‌ئى

--> ( 1 ) يعنى حضرت امام على النقى و فرزندش امام حسن عسكرى و فرزندش حجة ابن الحسن ( صلوات اللّه عليهم ) .